السيد الطباطبائي

396

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

اند يعنى هنوز خلقت شان كامل نشده بود و به عنوان يك انسان مكلّف ، نبوده اند . پس از خوردن از آن درخت خلقت شان كامل مىشود . و پس از آن براى شان تكليف مى آيد . مى فرمايد : « قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ « 1 » » و نيز مى فرمايد : « قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى « 2 » » . هر دو آيه مى گويند كه تكليف بعد از خروج از آن جنگل ( جنت ) ، خواهد آمد . يعنى قبلًا تكليفى در كار نبوده است . آدم و حوّا بر خلاف امر خدا عمل كردند ، اما آنان در اواخر مراحل خلقت بودند ، تكليف براى انسان كامل است نه آن كه هنوز مراحل خلقت را طى مىكند . اين كار آن دو را مى توان به رفتار يك كودك صغير تشبيه كرد . همانطور كه كودك نيز عصيان مىكند . و از عصيانش توبه هم مىكند . پرسش : اگر به حدّ تكليف نرسيده بودند ، پس چرا خداوند ، آنان را نهى كرده بود ؟ پاسخ : اولًا : شما هم كودكان را امر و نهى مى كنيد و بايد بكنيد . و گاهى بنابر مصلحتى ، امر معكوس ، و نهى معكوس هم مى كنيد . ثانياً : مطابق پيام چند حديث ، وقتى كه از آن درخت خوردند لباس شان كه يك پوشش طبيعى بود از پيكرشان ريخت . پيش از آن كل پيكرشان پوششى از « لاك » داشت كه حديث مى فرمايد : از جنس همين لاك كه در سر انگشتان مانده است .

--> ( 1 ) - آيه 38 سوره بقره . ( 2 ) - آيه 123 سوره طه .